مصطفی پورمحمدی نامزد انتخابات ریاستجمهوری در برنامه گفتگوی ویژه خبری درباره برنامه های کشور و الگوی برنامه های 5 ساله برای کشور گفت: در 6 برنامه ای که تا اکنون تدوین شده در برنامه دوم و چهارم و پنجم و ششم نقش داشتم.شاید نظام برنامه ریزی ما مشکل دارد که با ناکامی های پی در پی مواجه می شویم.برنامه ها باید واقع بینانه باشد و شرایط اجرای آن و ابزار اجتماعی امکان تحقق برنامه را به ما بدهد.
برنامه پنج ساله در دنیا منسوخ شده است
وی افزود:باید شرایط مختلف را برای برنامه در نظر گرفت. اکنون در دنیا برنامه های 5 ساله منسوخ شده است. اکنون با برنامه های 20 ساله با هدف گذاری های 2 یا یک ساله تنظیم می کنند برای آن که هنر برنامه تطبیق با هماهنگی با بودجه است. در دنیای معاصر سرعت تحولات بسیار زیاد است. نظام برنامه ریزی در دنیا متوجه این شده است و زمان اجرای برنامه ها را به یک یا 2 سال تنظیم می کنند. مشکل ما این است برنامه های ما بر اساس سیاست یک دولت تعیین می شود و دولت و مجلسی دیگر باید آن را عملی کند.
شعارهای دولتها با یکدیگر متفاوت است
پور محمدی گفت : این برنامه را یک دولت و مجلس دیگری تصویب کرده حالا آن برنامه را باید تحویل یک دولت و یک مجلس دیگر بدهیم. شعار های دولت ها با هم متفاوت است. اما طبق قانون باید برنامه دولت قبلی را اجرا کند. ما اکنون با سیستم برنامه ریزی مواجه هستیم که تطبیق این فضا ها مشکلات جدی را برای ما ایجاد می کند.
پور محمدی متذکر شد: چند سالی که زمان برد تا این برنامه تحقق یابد. پس دلیل عدم تحقق برنامه ها مشخص است. باید فکر کنیم. ما تنها نمی توانیم مدیران را مسئول بدانیم که چرا برنامه را اجرا نمی کنید. حتی دولت قبلی هم می گوید که در این برنامه تییرات زیادی توسط سایر نهاد ها شده است. این ها زیر ساخت های اجرای مقررات را در کشور سست می کند و پیوسته ما نمره منفی به همه مجبوریم بدهیم . که پیام منفی برای جامعه است. وقتی برنامه خوب تنظیم می شود می توان آن را اجرا کرد و اکنون مشکل جدی است که با آن مواجه هستیم. 25 ماده مهم همین برنامه به سال های بعد ارجاع داده شده است. نمی توان این برنامه را به درستی اجرایی کرد.
فرد برنامه محوری هستم/ مشکل ما ثبات اقتصادی است
وی درباره جایگاه برنامه هفتم در دولت مطبوع خود گفت:ما باید ملتزم به قانون باشیم . اگر چیزی قانون شد حق داریم از آن تخلف کنیم. اگر اشکال دارد باید از طرق قانونی آن را حل کنیم. من فکر می کنم باید تمام لوازم مربوط به اجرای برنامه را داشته باشیم و انظباط لازم در اجرای برنامه را تاکید کنم. من فرد برنامه محوری هستم و به این اعتقاد دارم. اما ظاهران با این وضع برنامه ناچار هستیم که اصلاحاتی را بدهیم و امید وارم در آینده سمت برنامه های زیرساختی و درستتری حرکت کنیم.
وی ادامه داد: ما مشکلی که در اقتصاد داریم ثبات اقتصادی است. اول باید سیاست های کلان و ثابت خود را مشخص کنیم. درباره نرخ ارز و نقدینگی و حمایت ها از بازار سرمایه تکلیف را مشخص کنیم.بی ثباتی یکی از بحران های جدی هر حوزه خصوصا اقتصاد است. این برای سیاست های کلان است و نکته دیگر آن مخارج دولت است. .اگر دولت پر هزینه شد نمی توان تنظیم اقتصادی درست داشته باشیم.
پور محمدی تاکید کرد: گزارش های سازمان های برنامه 600 تا 700 هزار میلیارد تومان کسری بودجه را نشان می دهد که سیاست کلان نظام اقتصادی ما را مخدوش خواهد کرد. سیاست های کلان باید مشخص شود تا تحقق برنامه را مشخص کنیم. ما باید رفع موانع را نیز بر اقتصاد خود بنگاه های تجاری در حوزه های میانی باید به آن توجه کنیم میانگین رشد اقتصاد ایران در 50 سال گذشته 4 درصد بوده است و در دهه گذشته 2 تا 3 درصد بوده است.
کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری متذکر شد:میانگین رشد اقتصادی ایران در 50 سال قبل 4 درصد است ودر دهه گذشته دو ونیم درصد است . آن وقت ما میخواهیم به رشد 8 درصد برسیم که سالانه 200 میلیارد یورو به بودجه کشور تزریق شود. خوشبینانه اش این است که میتوانیم نصف این میزان را از منابع داخلی تامین کنیم. تمام اقتصاد های موفق بعد از جنگ جهانی اول تا امروز سرمایه گذاری های خارجی را جذب کردند به این وسیله رونق اقتصادی ایجاد کرند. یکی از مشکلات ما تحریم هاست که مانع انتقال و جذب سرمایه های خارجی میشود. در برنامه حدود 10 میلیارد دلار یورو باید سالانه جذب سرمایه کنیم که عملا پاسخگو نیست و ما میخواهیم چگونه اهداف را محقق کنیم؟ برنامه که جای آرزو نیست. برنامه ششم تمام شده است و باید دید که کجاییم و جداول و آمارها چگونه است .
وی ادامه داد: ما میخواهیم برنامه را اجرا کنیم ابتدا باید دید که مبانی و اعداد پایه مان چیست نباید آمارهای اختلافی ارائه شود. برای تحقق برنامه باید از زوایای مختلف موضوع را بررسی کنیم و مهمترین مساله ما انضباط و سیاست کلان است. باید ثبات اقتصادی ایجاد کنیم. باید اعتماد ایجاد شود و بخش فعال و بنگاه ها باید به مجریان اعتماد کنند و دولت هم اعتماد کند و یک تعامل ایجاد شود. وقتی دولت میگوید برویم در بورس و بعد سودش متوقف شد این بی اعتمادی ثبات فعالیت های ما را برهم می ریزد. این سیاست ها بی اعتمادی ها را تشدید میکند در بین دولت و مردم . اقتصاد لازمه اش مشارکت همگانی است . اگر بی اعتمادی باشد مردم اموال خود را طلا و سکه میریزند . اینها مشکلات امروز ماست که این سرمایه در تولید نمی اید و سرمایه مخفی میشود. رکن اساسی هر سیاستی اعتماد سازی و من تمام تلاش خود را معطوف به اعتماد سازی میکنم.