به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، مسعود سخاوتدوست، آهنگساز سینما و تلویزیون، در سومین روز از کارگاههای انتقال تجربه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، درباره ماهیت موسیقی فیلم، رابطه کارگردان و آهنگساز، موسیقی در سینمای جنگ و حماسی، نقش سکوت و جایگاه موسیقی در روایت سخن گفت.
سخاوتدوست در ابتدای این نشست با اشاره به تفاوت موسیقی مستقل و موسیقی فیلم گفت مهمترین ویژگی موسیقی فیلم این است که آهنگساز باید از جایگاه مستقل خود کمی فاصله بگیرد و وارد گفتوگو با یک هنر دیگر شود.
او گفت: موسیقی بهتنهایی یک هنر مستقل با تاریخ و ساختار خودش است، اما وقتی وارد فیلم میشود باید متواضعتر عمل کند و خودش را در نسبت با تصویر، روایت و جهان کارگردان تعریف کند.
رابطه آهنگساز و کارگردان از کجا شروع میشود؟
سخاوتدوست توضیح داد همکاری آهنگساز و کارگردان میتواند در هر مرحلهای آغاز شود، اما از نظر او بهترین حالت زمانی است که آهنگساز از مرحله طرح وارد پروژه شود.
او گفت: تجربههایی داشته که موسیقی فیلم را تنها چند روز پیش از جشنواره تحویل گرفته و در مقابل، در برخی پروژهها از زمان شکلگیری طرح با کارگردان همراه بوده است.
سخاوتدوست افزود: ایدهآل من این است که از همان طرح وارد شوم. هرچه زودتر به لحاظ ذهنی با فیلم درگیر شوم، در مرحله آهنگسازی راحتتر میتوانم به جهان اثر نزدیک شوم.
چالش اصلی، ترجمه احساس به موسیقی است
این آهنگساز یکی از اصلیترین نقاط چالش میان کارگردان و آهنگساز را تبدیل فضای ذهنی کارگردان به یک ساختار موسیقایی دانست.
به گفته او، کارگردان ممکن است بگوید در یک سکانس «امید همراه با اندوه» میخواهد، اما این عبارت برای آهنگساز لزوماً معنای موسیقایی روشن و دقیقی ندارد.
وی تأکید کرد کارگردان لازم نیست آهنگساز باشد، اما باید بتواند جهان ذهنی خود را منظم، سازگار و واضح بیان کند.
سخاوتدوست گفت: مشکل وقتی ایجاد میشود که کارگردان احساسات متعارضی را بدون ساختار بیان کند. آهنگساز نیاز دارد بداند دقیقاً با چه جهان حسی و روایی روبهروست.
مهمترین مسئله، توافق روانشناختی است
این آهنگساز با اشاره به تجربه همکاری با کارگردانان مختلف گفت صرف دانستن اصطلاحات موسیقی نمیتواند ارتباط موفق میان کارگردان و آهنگساز را تضمین کند.
او معتقد است مهمترین مسئله، «توافق روانشناختی» میان دو طرف است.
سخاوتدوست گفت: گاهی کارگردان میگوید من موسیقی نمیدانم و به شما اعتماد دارم؛ اتفاقاً بعضی از بهترین تجربههای من در همین شرایط شکل گرفته است. اما وقتی کارگردان دقیقاً وارد جزئیات موسیقایی میشود، بدون اینکه دانش آن را داشته باشد، ممکن است چالش بیشتر شود.
به گفته او، آهنگساز و کارگردان باید به جای اینکه دنبال اثبات حقانیت خود باشند، تلاش کنند یکدیگر را بفهمند و به یک نقطه مشترک برسند.
آهنگساز هرچه چندوجهیتر باشد، موفقتر است
سخاوتدوست در بخش دیگری از کارگاه تأکید کرد آهنگسازی که با ژانرها و سبکهای مختلف موسیقی آشنا باشد، قدرت بیشتری برای برقراری ارتباط با کارگردانان مختلف خواهد داشت.
او گفت شناخت موسیقی راک، پاپ، سنتی، محلی، تلفیقی و دیگر سبکها میتواند دایره انتخاب آهنگساز را گستردهتر کند.
این آهنگساز با اشاره به تفاوت آثاری مانند «شیار ۱۴۳» و «تمساح خونی» گفت تجربه در ژانرهای متفاوت باعث میشود آهنگساز برای هر فیلم به دنبال زبان خاص همان اثر باشد.
موسیقی جنگی الزاماً پرکاشن نیست
سخاوتدوست درباره موسیقی جنگ و حماسه گفت استفاده از سازهای کوبهای برای ایجاد هیجان یکی از روشهای کلاسیک است، اما نباید آن را به یک قانون قطعی تبدیل کرد.
او به تجربه خود در فیلم «موقعیت مهدی» اشاره کرد و گفت در بخشی از صحنههای جنگی، بهجای موسیقی پرحجم و کوبهای، از صدایی لطیف و متفاوت استفاده کرده است.
سخاوتدوست گفت: در یک صحنه جنگی الزاماً قرار نیست با پرکاشن و هیجان موسیقایی کار کنیم. گاهی تضاد میان تصویر و موسیقی میتواند تأثیر بیشتری ایجاد کند.
وی افزود حتی در ژانر وحشت نیز میتوان از یک موسیقی ساده و ظاهراً بیارتباط استفاده کرد و از همین ناهمخوانی، حس ترس قویتری ساخت.
حماسه فقط به معنای پیروزی فیزیکی نیست
بخش دیگری از صحبتهای سخاوتدوست به مفهوم حماسه اختصاص داشت.
او با اشاره به شخصیتهای شاهنامه گفت در فرهنگ ایرانی، قهرمان حتی در صورت شکست ظاهری میتواند همچنان پیروز و ماندگار باشد.
سخاوتدوست افزود در نگاه حماسی، مهمتر از غلبه فیزیکی، ماندگاری ایده، اخلاق و راه قهرمان است.
او بار دیگر «موقعیت مهدی» را مثال زد و گفت در پایان فیلم، با وجود شهادت و از دست رفتن پیکر قهرمان، موسیقی به سمت آرامش و فضای معنوی حرکت میکند.
به گفته او، این انتخاب به این دلیل بوده که پایان حماسه را نه در مرگ جسم، بلکه در ادامه یافتن معنای قهرمان دیده است.
سه رویکرد موسیقی در فیلم
سخاوتدوست در بخش دیگری از نشست سه رویکرد اصلی برای موسیقی فیلم تعریف کرد.
او گفت در رویکرد نخست، موسیقی «ترمیمی» است؛ یعنی ضعفهایی را که در بازی، تدوین، ریتم یا انتقال احساس وجود دارد جبران میکند.
در رویکرد دوم، موسیقی نقش «همراهی» دارد؛ یعنی فیلم بدون موسیقی نیز کامل است، اما حضور موسیقی کیفیت و تأثیر اثر را افزایش میدهد.
سخاوتدوست افزود: در این حالت وقتی موسیقی هست شاید خیلی متوجه حضورش نشوید، اما اگر آن را حذف کنید احساس میکنید چیزی کم شده است.
وی رویکرد سوم را «تألیفی» دانست؛ جایی که موسیقی معنایی تازه به اثر اضافه میکند که در خود تصویر وجود ندارد.
به گفته او، برای مثال ممکن است در یک صحنه عروسی، تصویر کاملاً شاد باشد، اما موسیقی غمگین یا دلهرهآور، خبر از لایهای پنهان در داستان بدهد.
هر فیلم کاملی الزاماً موسیقی نمیخواهد
یکی از بحثهای مهم این کارگاه به مفهوم سکوت اختصاص داشت.
سخاوتدوست گفت: هر فیلم کاملی موسیقی نمیخواهد، مگر اینکه خلافش ثابت شود.
او موسیقی را از یک منظر، عنصری «سورئالیستی» در سینما توصیف کرد و توضیح داد در زندگی واقعی معمولاً هنگام عشق، ترس، غم یا تنش، ارکستری در پسزمینه حضور ندارد.
به اعتقاد او، هرچه فیلم بخواهد به واقعیت عینی نزدیکتر شود، استفاده کمتر از موسیقی میتواند به باورپذیری کمک کند.
سخاوتدوست گفت: اگر دنبال واقعیت هستید، موسیقی را کمتر کنید؛ اما اگر به دنبال حقیقتی فراتر از واقعیت عینی هستید، موسیقی میتواند به شما کمک کند.
او از فیلمسازانی مانند عباس کیارستمی و اصغر فرهادی یاد کرد که در بسیاری از آثارشان استفاده محدودتری از موسیقی دارند، زیرا باورپذیری جهان فیلم برایشان اهمیت زیادی دارد.
موسیقی در فیلم موزیکال بخشی از کارگردانی است
سخاوتدوست در ادامه درباره سینمای موزیکال گفت در این ژانر، موسیقی فقط همراه تصویر نیست، بلکه بخشی از دراماتورژی و روایت اصلی اثر است.
او توضیح داد که در فیلم موزیکال آهنگساز و کارگردان باید از مراحل ابتدایی دوشادوش یکدیگر حرکت کنند؛ زیرا تصویر و روایت باید با ساختار موسیقی هماهنگ شوند.
به گفته او، در چنین آثاری آهنگساز دیگر صرفاً یک مشاور صوتی نیست، بلکه عملاً بخشی از فرایند کارگردانی را بر عهده دارد.
آهنگساز، تدوینگر و صداگذار یک مثلثاند
سخاوتدوست همچنین بر اهمیت تعامل میان آهنگساز، تدوینگر و صداگذار تأکید کرد و گفت این سه حوزه در مرحله پستولید دائماً روی یکدیگر اثر میگذارند.
وی افزود ممکن است به دلیل موسیقی، تدوین یک سکانس تغییر کند یا به دلیل طراحی صدا، موسیقی جابهجا شود.
او فیلم «نفس» را مثال زد و گفت در بخشهایی از این فیلم ابتدا موسیقی ساخته شد و بعد تدوین و حتی طراحی بخشهای انیمیشن براساس موسیقی تغییر کرد.
سخاوتدوست در پایان به کارگردانان جوان توصیه کرد برای ارتباط بهتر با آهنگساز، حداقل با واژگان و مفاهیم پایه موسیقی آشنا شوند، اما تأکید کرد دانش اصطلاحات بهتنهایی کافی نیست و مهمتر از آن، داشتن جهان ذهنی روشن و توان گفتوگو با آهنگساز است.
او کتاب «درک و دریافت موسیقی» اثر راجر کیمیین را نیز بهعنوان یکی از منابع مناسب برای آشنایی مقدماتی با اصطلاحات کلاسیک موسیقی پیشنهاد کرد.
انتهای پیام/