محاصره دریایی و افزایش اهمیت مسیرهای زمینی ایران و ترکیه
اختلال در مسیرهای دریایی ایران، اهمیت کریدورهای زمینی و مرزهای تجاری کشور را بیش از گذشته به موضوعی مهم در تحلیلهای اقتصادی تبدیل کرده است. در شرایطی که محدودیت تردد کشتیها در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز بر زنجیره تأمین و تجارت خارجی سایه انداخته، مسیرهای زمینی، بهویژه گذرگاه بازرگان در مرز ایران و ترکیه، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا کامیونها و مسیرهای زمینی میتوانند بخشی از فشار اقتصادی ناشی از اختلال تجارت دریایی را کاهش دهند یا محدودیت ظرفیت مرزها، هزینههای حمل و زمان ترخیص مانع از تحقق این هدف میشود؟
گزارشهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که مسیر زمینی ایران و ترکیه در حال ایفای نقشی مهمتر در جابهجایی کالا است؛ اما افزایش ترافیک مرزی، صف کامیونها و محدودیت زیرساختها نشان میدهد که انتقال تجارت از دریا به جاده، راهکاری ساده و بدون هزینه نیست. در چنین شرایطی، انتخاب روش حمل متناسب با نوع کالا، مقصد و فوریت تحویل، برای بازرگانان و کسبوکارها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اختلال در حملونقل دریایی چگونه بر تجارت خارجی اثر میگذارد؟
حملونقل دریایی به دلیل ظرفیت بالای کشتیها و هزینه کمتر جابهجایی هر واحد کالا، یکی از پایههای اصلی تجارت بینالمللی است. اختلال در این مسیرها تنها به تأخیر کشتیها محدود نمیشود؛ بلکه میتواند هزینه بیمه، زمان تحویل، دسترسی به مواد اولیه و برنامهریزی تولید را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
گزارش رویترز در ۸ اکتبر ۲۰۲۶ درباره تنگه هرمز نشان داد که شمار شناورهای عبوری به پایینترین سطح خود در بیش از دو ماه رسیده بود. بر اساس دادههای شرکت تحلیل بازار کپلر که در این گزارش نقل شده، در روز سهشنبه تنها هفت کشتی حامل کالا از تنگه عبور کرده بودند؛ رقمی که افت فعالیت در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی و تجارت جهان را نشان میدهد. در همان گزارش، عبور نفت خام از تنگه نیز نسبت به اوج هفتگی دوران جنگ ۲۷ درصد کاهش یافته و به حدود ۱۰٫۱ میلیون بشکه در روز رسیده بود؛ معادل حدود ۷۴ درصد سطح پیش از جنگ.
این ارقام مربوط به تردد دریایی و جریان نفت هستند و نباید مستقیماً به تمام گروههای کالایی تعمیم داده شوند. با این حال، نشان میدهند که اختلال در یک گذرگاه راهبردی میتواند بر تصمیمهای حملونقل، هزینههای تجارت و برنامهریزی زنجیره تأمین اثر بگذارد. برای هر محموله، شدت این اثر به نوع کالا، مسیر حمل، مقصد و امکان استفاده از مسیرهای جایگزین وابسته است.
چرا مسیر زمینی ایران و ترکیه اهمیت بیشتری پیدا کرده است؟
ترکیه به دلیل هممرزی با ایران و دسترسی جادهای به بازارهای اروپا، یکی از مسیرهای مهم تجارت و ترانزیت منطقه محسوب میشود. گذرگاه بازرگان در ایران و گوربولاک در ترکیه، علاوه بر مبادلات دوجانبه، در جابهجایی کالا میان ایران، ترکیه و برخی بازارهای فراتر از این دو کشور نقش دارند.
بر اساس آمار وزارت امور خارجه ترکیه، حجم تجارت دوجانبه دو کشور در سال ۲۰۲۵ به حدود ۵٫۵ میلیارد دلار رسید. در این آمار، صادرات ترکیه به ایران ۳ میلیارد دلار و واردات آن از ایران ۲٫۵ میلیارد دلار گزارش شده است. این ارقام نشان میدهند که رابطه تجاری دو کشور، حتی پیش از افزایش فشار بر مسیرهای دریایی، از پایه اقتصادی قابلتوجهی برخوردار بوده است.
از سوی دیگر، اتحادیه بینالمللی حملونقل جادهای (IRU) در بررسیهای خود بر اهمیت کریدورهای عبوری از ترکیه و ایران و ضرورت بهبود فرایندهای مرزی تأکید کرده است. این موقعیت جغرافیایی برای بازرگانان به معنای امکان بررسی گزینههای جایگزین برای برخی محمولههاست. برای مثال، ارسال بار به ترکیه میتواند برای محمولههای متناسب با این مسیر، یکی از گزینههای بررسی باشد؛ البته انتخاب روش حمل باید با توجه به مقصد نهایی، نوع کالا، مقررات گمرکی، ظرفیت مرز و هزینه نهایی انجام شود.
در عمل، نزدیکی جغرافیایی بهتنهایی تضمینکننده حمل سریعتر یا ارزانتر نیست. وضعیت ترافیک مرزی، زمان بازرسی، کاملبودن اسناد و شرایط پذیرش بار در مقصد، همگی بر زمان تحویل اثر میگذارند. به همین دلیل، بررسی شرایط واقعی مسیر پیش از ارسال محموله اهمیت دارد.

آمارهای مرزی چه تصویری از افزایش فشار بر مسیر زمینی ارائه میکنند؟
یکی از نشانههای مهم افزایش توجه به مسیر زمینی ایران و ترکیه، تغییر در حجم تردد کامیونها و فشار بر زیرساختهای مرزی است. گزارش آسوشیتدپرس در سپتامبر ۲۰۲۶ از ازدحام صدها کامیون در گذرگاه گوربولاک خبر داد. بر اساس این گزارش، شمار کامیونهای حاضر در مرز بنا بر اظهارات یک مقام ایرانی از حدود ۲۰۰ دستگاه به ۱۲۰۰ دستگاه رسیده بود. گزارش همچنین به انتظارهای طولانی، افزایش هزینههای عملیاتی و مشکلات رانندگان در پی ازدحام اشاره میکرد.
این وضعیت در کنار آمارهای پیشین، اهمیت توسعه ظرفیت مرزی را روشنتر میکند. خبرگزاری تسنیم در ۲ اوت ۲۰۲۶ به نقل از استاندار آذربایجان غربی گزارش داد که شمار کامیونهای ترانزیتی خروجی از مرز بازرگان پس از هماهنگیهای دوجانبه به حدود ۳۲۰ دستگاه در روز رسیده بود؛ رقمی که بیش از ۶۰ درصد افزایش اعلام شد. در همان گزارش، هدفگذاری برای افزایش تردد به ۵۰۰ کامیون در روز نیز مطرح شده بود.
این ارقام مربوط به زمانها و شاخصهای متفاوتاند و نباید آنها را معادل ظرفیت قطعی یا حجم روزانه همه محمولههای تجاری دانست. با این حال، در کنار هم نشان میدهند که تردد مرزی و مدیریت صفها به مسئلهای کلیدی برای حفظ جریان تجارت تبدیل شده است.
افزایش تعداد کامیونها بهتنهایی به معنای افزایش متناسب حجم کالای تحویلشده نیست. ظرفیت هر وسیله نقلیه، نوع محموله، زمان بازرسی، تشریفات گمرکی و امکان پذیرش بار در سمت مقابل، همگی بر عملکرد واقعی کریدور اثر میگذارند. اگر زیرساختهای مرزی همپای افزایش تقاضا توسعه پیدا نکنند، صفهای طولانی میتوانند بخشی از مزیت مسیر زمینی را از بین ببرند.
آیا حمل زمینی میتواند جایگزین کامل حمل دریایی شود؟
پاسخ کوتاه این است که حمل زمینی میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد، اما جایگزین کامل و همظرفیت حمل دریایی نیست.
کشتیهای تجاری قادرند حجم بسیار زیادی از کالا را در یک سفر جابهجا کنند. انتقال همان حجم کالا به جاده، به تعداد زیادی کامیون، راننده، ظرفیت جادهای، تجهیزات تخلیه و بارگیری و زمان بیشتر نیاز دارد. افزون بر این، کامیونها پس از رسیدن به مرز باید از مراحل کنترل و ترخیص عبور کنند و در مقصد نیز امکان تخلیه و توزیع محموله فراهم باشد.
گزارش دویچهوله در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ نیز با بررسی مسیرهای جایگزین تجارت ایران تأکید کرد که مسیرهای زمینی و بنادر شمالی میتوانند به حفظ جریان بخشی از کالاهای ضروری کمک کنند، اما توان جایگزینی کامل تجارت دریایی را ندارند. در این گزارش، به برآوردی اشاره شده بود که بر اساس آن، انتقال محمولهای دریایی به وزن ۵۰ هزار تن با کامیونهایی با ظرفیت ۲۵ تن، به حدود دو هزار سفر کامیون نیاز دارد. این مثال، مقیاس تفاوت میان ظرفیت حمل دریایی و جادهای را نشان میدهد؛ هرچند تعداد واقعی سفرها به وزن قابلحمل، نوع خودرو و محدودیتهای مسیر وابسته است.
همین گزارش به تفاوت هزینه حمل یک کانتینر از چین به ایران نیز اشاره میکند: برآورد نقلشده برای حمل از مسیر دریایی حدود ۳ هزار دلار و برای مسیر زمینی حدود ۱۲ هزار دلار بود. این ارقام، برآوردهای گزارششده برای یک مسیر و شرایط مشخص هستند و نباید بهعنوان نرخ ثابت یا قیمت عمومی همه محمولهها در نظر گرفته شوند. با این حال، اختلاف یادشده نشان میدهد که انتقال کالا از دریا به جاده ممکن است هزینه تجارت را بهشدت افزایش دهد.
در نتیجه، مسیر زمینی را باید بخشی از راهبرد متنوعسازی حملونقل دانست، نه راهکاری که بتواند تمام نیازهای تجارت خارجی را پوشش دهد. برای کالاهای فوری، محمولههای با ارزش بالا یا برخی اقلام صنعتی، حمل هوایی نیز ممکن است گزینهای قابل بررسی باشد؛ در حالی که برای بارهای حجیم و کمارزش، هزینه جادهای میتواند سهم قابلتوجهی از قیمت نهایی کالا را تشکیل دهد.
هزینههای پنهان انتقال کالا از دریا به جاده چیست؟
وقتی مسیر حمل تغییر میکند، هزینهها نیز صرفاً به کرایه کامیون محدود نمیشوند. شرکتها باید مجموعهای از عوامل را در محاسبه هزینه نهایی در نظر بگیرند:
- زمان انتظار در مرز: صفهای طولانی میتوانند زمان تحویل را افزایش دهند و گردش ناوگان را کاهش دهند.
- هزینه سوخت و راننده: طولانیتر شدن مسیر یا توقفهای مکرر ممکن است هزینه عملیاتی حمل را افزایش دهد.
- تشریفات و اسناد گمرکی: ناهماهنگی میان اسناد، مجوزها و اطلاعات محموله میتواند به تأخیر یا هزینه اضافی منجر شود.
- بیمه و ریسک مسیر: شرایط امنیتی، محدودیتهای عبور و نوع کالا بر الزامات بیمهای و مدیریت ریسک اثر میگذارند.
- انبارداری و توزیع: تأخیر در تحویل یا نبود ظرفیت مناسب در مقصد ممکن است هزینه نگهداری و جابهجایی مجدد را افزایش دهد.
برای نمونه، اگر کالایی بهدلیل توقف در مرز دیرتر به کارخانه برسد، هزینه واقعی تأخیر میتواند از کرایه حمل بیشتر باشد؛ زیرا خط تولید، فروش یا تعهد تحویل به مشتری نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. بنابراین، مقایسه روشهای حمل باید بر مبنای هزینه نهایی و زمان واقعی تحویل انجام شود، نه صرفاً مبلغ اولیه کرایه.
کدام کالاها برای مسیر زمینی مناسبترند؟
هیچ روش حملی برای همه محمولهها بهترین گزینه نیست. تصمیمگیری درباره استفاده از مسیر زمینی ایران و ترکیه باید با توجه به ویژگیهای کالا و نیاز صاحب بار انجام شود.
مواد اولیه و قطعات صنعتی: برای برخی قطعات، مواد اولیه و کالاهای موردنیاز خطوط تولید، مسیر زمینی میتواند امکان دسترسی به بازارهای منطقهای را فراهم کند؛ بهویژه زمانی که مقصد در ترکیه یا کشورهای متصل به شبکه جادهای آن قرار دارد.
کالاهای تجاری و محمولههای بستهبندیشده: این گروه از کالاها، بسته به وزن، ابعاد، ارزش و مقررات واردات، ممکن است برای حمل جادهای مناسب باشند. آمادهبودن فاکتور تجاری، فهرست بستهبندی و مدارک موردنیاز، در کاهش احتمال تأخیر نقش دارد.
محمولههای فوری یا حساس: در برخی موارد، حمل هوایی میتواند برای کالاهای کمحجم، ارزشمند یا زمانحساس مناسبتر باشد. با این حال، محدودیت پروازها، پذیرش بار، مقررات مربوط به کالا و شرایط مسیر باید پیش از انتخاب روش حمل بررسی شود. برای مثال، حمل بار هوایی میتواند برای محمولههایی که سرعت تحویل در آنها اهمیت بالایی دارد، گزینهای قابل ارزیابی باشد؛ البته هزینه نهایی و امکان پذیرش کالا باید از قبل بررسی شود.
محمولههای حجیم: برای بارهای بسیار سنگین یا حجیم، حمل دریایی در بسیاری از مسیرها همچنان مزیت ظرفیت و هزینه دارد. انتقال چنین محمولههایی به جاده، بدون بررسی ظرفیت ناوگان و محدودیتهای مسیر، ممکن است از نظر اقتصادی بهصرفه نباشد.
نقش حمل هوایی در کنار مسیرهای زمینی چیست؟
افزایش فشار بر مسیرهای دریایی و زمینی، اهمیت برنامهریزی چندمسیره را بیشتر کرده است. در چنین شرایطی، حمل هوایی میتواند برای بخشی از محمولهها نقش مکمل داشته باشد؛ بهخصوص زمانی که زمان تحویل اهمیت بیشتری از هزینه حمل دارد.
البته حمل هوایی نیز بدون محدودیت نیست. وزن و ابعاد بار، نوع کالا، ظرفیت پرواز، مقررات امنیتی و گمرکی و شرایط پذیرش محموله، بر امکانپذیری و قیمت آن اثر میگذارند. برای مسافران و صاحبان کالاهایی که قصد ارسال محموله از ایران را دارند، آشنایی با فرایندهای پذیرش و تشریفات گمرکی در فریت بار فرودگاه امام خمینی میتواند به برنامهریزی بهتر پیش از تحویل بار کمک کند.
برای مقاصد دورتر نیز انتخاب روش حمل به مقصد، نوع کالا و زمان موردنیاز وابسته است. برای نمونه، در ارسال محموله به آمریکای شمالی، فریت بار هوایی به کانادا میتواند برای برخی بارهای شخصی یا محمولههای متناسب با مقررات حمل هوایی بررسی شود. زمان واقعی ارسال به برنامه پروازها، شرایط پذیرش بار و تشریفات گمرکی بستگی دارد و باید پیش از ارسال مشخص شود.
تغییر مسیرهای تجاری فقط به ایران و ترکیه محدود نمیشود
تغییر در مسیرهای تجارت بینالمللی، شرکتهایی را که با بازارهای اروپایی و سایر مناطق جهان همکاری دارند نیز به بررسی دوباره برنامههای حمل وادار میکند. در این شرایط، انتخاب مسیر باید با توجه به مقصد نهایی، نوع کالا، زمان تحویل، مقررات مرزی و هزینه نهایی صورت گیرد.
برای برخی محمولههای مقصد اروپا، حمل زمینی به ایتالیا میتواند در صورت تناسب نوع کالا و شرایط مسیر، یکی از گزینههای قابل بررسی باشد. مسیر عبور، اسناد موردنیاز، مقررات گمرکی و احتمال تأخیر در مرزها از عواملی هستند که بر هزینه و زمان نهایی اثر میگذارند. ازاینرو، ارزیابی مسیر باید بر اساس شرایط واقعی محموله انجام شود، نه صرفاً فاصله جغرافیایی تا مقصد.
برای مقاصد دورتر، مانند استرالیا، نیز باید امکان استفاده از مسیرهای دریایی یا هوایی، زمان تحویل و هزینه نهایی را در کنار یکدیگر بررسی کرد. در چنین شرایطی، باربری از ایران به استرالیا باید بر اساس نوع محموله، مقصد دقیق و روش حمل قابل ارائه ارزیابی شود. این مقایسه به صاحبان بار کمک میکند تا بدون فرض یکسانبودن شرایط همه مسیرها، روش متناسب با نیاز خود را انتخاب کنند.
چه اقداماتی میتواند کارایی مسیرهای زمینی را افزایش دهد؟
افزایش سهم حمل زمینی زمانی به نتیجه اقتصادی مطلوبتری میرسد که با بهبود زیرساخت و فرایندهای مرزی همراه باشد. تجربه گذرگاه بازرگان نشان میدهد که افزایش تردد کامیونها بدون مدیریت صف و هماهنگی گمرکی میتواند به طولانیشدن زمان انتظار منجر شود.
چند اقدام برای بهبود عملکرد این کریدور اهمیت دارد:
- هماهنگی بیشتر گمرکهای دو طرف مرز: همخوانی اسناد، کاهش دوبارهکاری و مشخصبودن رویههای بازرسی میتواند از توقفهای غیرضروری جلوگیری کند.
- توسعه تجهیزات و ظرفیت عملیاتی: افزایش امکانات بازرسی، مسیرهای ورود و خروج و فضای توقف کامیونها باید متناسب با حجم واقعی تردد انجام شود.
- استفاده مؤثرتر از سامانههای ترانزیتی: اتحادیه بینالمللی حملونقل جادهای بر اهمیت رویههای تسهیلکننده، از جمله نظام TIR و توسعه راهکارهای الکترونیکی، برای بهبود عبورهای مرزی تأکید کرده است.
- برنامهریزی پیش از حرکت محموله: بررسی اسناد، مجوزها، مشخصات کالا و شرایط مقصد پیش از اعزام خودرو میتواند احتمال توقف و هزینههای پیشبینینشده را کاهش دهد.
- تنوعبخشی به روشهای حمل: استفاده از مسیرهای زمینی، هوایی و دریایی در صورت امکان میتواند وابستگی کامل به یک مسیر را کاهش دهد؛ البته هر گزینه باید از نظر هزینه، زمان و امکان اجرایی ارزیابی شود.
آنی بار و اهمیت انتخاب مسیر مناسب برای حمل بینالمللی
در شرایطی که مسیرهای تجارت بینالمللی با تغییرات و عدمقطعیت روبهرو هستند، برنامهریزی حملونقل اهمیت بیشتری از انتخاب یک مسیر ثابت دارد. صاحبان بار باید پیش از ارسال، نوع کالا، وزن و ابعاد، مقصد نهایی، زمان موردنیاز برای تحویل و مدارک لازم را مشخص کنند تا بتوانند روش حمل متناسب را انتخاب کنند.
شرکت حملونقل آنی بار در حوزه خدمات حمل بار بینالمللی فعالیت میکند و صاحبان کالا میتوانند با توجه به مقصد خود، گزینههای مختلف حمل را بررسی کنند. در این فرایند، توجه به تفاوت مسیرها و شرایط هر محموله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا روشی که برای یک کالای فوری یا کمحجم مناسب است، لزوماً برای بار سنگین یا محمولهای با مقصد متفاوت بهترین انتخاب نخواهد بود.
بررسی دقیق مشخصات بار، مدارک موردنیاز، هزینههای جانبی و زمان تقریبی تحویل، به مشتریان کمک میکند پیش از ارسال تصویر روشنتری از فرایند حمل داشته باشند. این رویکرد بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که اختلال در یک مسیر بینالمللی میتواند بر سایر بخشهای زنجیره تأمین نیز اثر بگذارد.
جمعبندی؛ مسیر زمینی راهحل مکمل است، نه جایگزین کامل دریا
اختلال در تجارت دریایی، اهمیت مسیرهای زمینی ایران و ترکیه را افزایش داده است. آمار تجارت دوجانبه حدود ۵٫۵ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۵، افزایش گزارششده تردد کامیونهای ترانزیتی خروجی از بازرگان به حدود ۳۲۰ دستگاه در روز در تابستان ۲۰۲۶ و ازدحام گزارششده در مرز گوربولاک، همگی نشان میدهند که این کریدور برای تجارت منطقهای اهمیت بالایی دارد.
با این حال، محدودیت ظرفیت جادهای، هزینههای عملیاتی، تشریفات گمرکی و احتمال تأخیر اجازه نمیدهند که حمل زمینی جایگزینی کامل برای ظرفیت حمل دریایی باشد. نقش واقعبینانه این مسیر، حفظ بخشی از جریان کالا، ایجاد گزینههای بیشتر برای بازرگانان و کاهش وابستگی به یک شیوه حمل است.
برای صاحبان کالا، تصمیم مناسب زمانی شکل میگیرد که گزینههای حمل بر اساس نوع محموله، مقصد، فوریت و هزینه نهایی مقایسه شوند. در این مسیر، خدمات حملونقل بینالمللی آنی بار میتواند یکی از گزینههای قابل بررسی برای صاحبان محمولههایی باشد که به دنبال شناخت روشهای حمل متناسب با مقصد خود هستند.