محمد رجبعلیزاده، کارشناس حوزه انرژی در یادداشتی برای خبرگزاری آنا، نوشت: صنعت حملونقل در ایران به تنهایی ۶۱ درصد از نفت خام و ۲۰ درصد از کل انرژی کشور را میبلعد. در هفت ماهه نخست سال ۱۴۰۴، میانگین تولید روزانه بنزین در کشور ۱۲۷ میلیون لیتر بوده است، اما اکنون مصرف نزدیک به حدود ۱۴۰ میلیون لیتر در روز رسیده است. این یعنی روزانه حدود ۱۰ میلیون لیتر کسری که مستقیماً از ذخایر استراتژیک انبار نفت تامین شده و به جای سرمایهگذاری برای آینده، در باک خودروها دود میشود. اما این حجم عظیم از سرمایه ملی دقیقا در کجا هدر میرود؟ آیا مقصر اصلی، آنگونه که در افکار عمومی جا افتاده، ترافیک خیابانها و قاچاق مرزی است؟ بررسیهای دقیق نشان میدهد که واقعیتِ هدررفت سوخت، ریشههای بسیار عمیقتری دارد.
ترافیک و قاچاق، متهمانِ ردیف چندم
در روایتهای عمومی و رسانهای، ترافیک کلافهکننده کلانشهرها همواره به عنوان متهم ردیف اول مصرف بالای بنزین معرفی میشود. با این حال، دادههای آماری این تصور را به چالش میکشند و نشان میدهند که میزان واقعی صرفهجویی ناشی از کاهش ترافیک و ازدحام شهری تنها معادل ۵ درصد از مصرف کل است که رقمی در حدود ۷ میلیون لیتر در روز را شامل میشود. از سوی دیگر، قاچاق سوخت که همواره یکی از دغدغههای امنیتی و اقتصادی بوده است، سهمی معادل ۲/۴ میلیون لیتر در روز از این هدررفت دارد. اگرچه این اعداد در جای خود قابل توجه هستند، اما در مقایسه با ارقام نجومی مصرف کل، سهم بسیار ناچیزی دارند. پس ریشه اصلی این ناترازی فزاینده کجاست؟
ناوگان فرسوده؛ بمب ساعتی مصرف انرژی
بحران اصلی در دل خیابانها و در میان خودروهایی نهفته است که مدتهاست عمر مفید خود را پشت سر گذاشتهاند. از مجموع حدود ۲/۴۱ میلیون دستگاه خودرو و وسیله نقلیه در حال تردد در کشور، بیش از ۱/۲۲ میلیون دستگاه در دسته ناوگان فرسوده قرار میگیرند. میانگین سن خودروهای مسافری در ایران در حال حاضر ۱۳ سال است که از میانگینهای جهانی (مانند ۵/۶ سال در چین و ۳/۱۰ سال در آلمان) فاصله معناداری دارد. زنگ خطر اصلی آنجاست که اگر روند فعلی ادامه یابد، این میانگین تا سال ۱۴۱۵ به عدد فاجعهبار ۱/۱۷ سال خواهد رسید.
تاثیر این ناوگان پیر بر هدررفت بنزین غیرقابل انکار است. اگر سیاستگذاران بتوانند تا سال ۱۴۱۵، تمامی خودروهای با عمر بالای ۱۶ سال را از رده خارج کرده و با خودروهای نو جایگزین کنند، تنها از همین محل میتوان به صرفهجویی روزانه ۳۲ میلیون لیتر بنزین دست یافت. این رقم به تنهایی چندین برابرِ سهم ترافیک و قاچاق در هدررفت سوخت است.
تکنولوژی موتورها؛ عقبماندگی در زیر کاپوت
عامل بنیادین دیگر در هدررفت انرژی، ضعف تکنولوژی و راندمان پایین موتور خودروهای ساخت داخل است. در حالی که میانگین جهانی مصرف سوخت برای خودروهای بنزینی حدود ۸/۷ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برآورد میشود، خودروهای در حال تردد در ایران به طور میانگین ۷/۱۰ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر سوخت مصرف میکنند. این شکاف تکنولوژیک، بهای سنگینی برای اقتصاد ملی به همراه دارد.
اگر صنعت خودروسازی کشور ملزم به ارتقای فناوری موتورها و رسیدن به میانگینهای جهانی شود، میتوان تا سال ۱۴۱۵ روزانه ۲۷ میلیون لیتر در مصرف بنزین صرفهجویی کرد. فراتر از آن، حرکت به سمت خودروهای هیبریدی یک ضرورت انکارناپذیر است؛ به گونهای که تنها با هیبریدیسازی ۵ میلیون دستگاه از خودروهای تازه تولید، میتوان مصرف سوخت این خودروها را تا ۵۵ درصد کاهش داد و به صرفهجویی ۲۰ میلیون لیتری در روز دست یافت.
الگوی سفر و جای خالی حملونقل عمومی کارآمد
علاوه بر کیفیت و سن خودروها، نحوه و میزان استفاده از آنها نیز یکی از عوامل کلیدی ناترازی است. افزایش نرخ مالکیت خودرو در سالهای اخیر سبب شده تا شهروندان به جای استفاده از وسایل نقلیه عمومی، خودروهای شخصی را جایگزین کنند که این موضوع به ویژه در سفرهای درونشهری مشهود است. در نتیجه، میانگین پیمایش خودروها در ایران به شدت بالا بوده و در حدود ۲۰،۰۰۰ کیلومتر در سال است. این در حالی است که با توسعه حملونقل عمومی و کاهش این پیمایش به ۱۳،۰۰۰ کیلومتر (مطابق با استانداردهای بسیاری از کشورهای توسعهیافته جهان)، میتوان روزانه ۷۴ میلیون لیتر بنزین ذخیره کرد.
توسعه حملونقل عمومی، به ویژه اتوبوسرانی و مترو، نیازمند سرمایهگذاری پایدار است. با این حال، سهم اتوبوس در سفرهای درونشهری کلانشهرها در طول زمان کاهش یافته و کفه ترازو به سمت خودروها و موتورسیکلتهای شخصی سنگینتر شده است. مشکل اصلی توسعه این بخش، تامین منابع مالی است که نیازمند ایجاد درآمدهای پایدار برای شهرداریها (نظیر اخذ عوارض پارکینگ) و کاهش بودجههای صرفشده برای بزرگراهسازی است.
گاز طبیعی (CNG)؛ ناجی فراموش شده
یکی از راهکارهای استراتژیک برای مهار این بحران، تنوعبخشی به سبد سوخت کشور است. ایران ظرفیت اسمی بالایی برای توزیع روزانه ۴۰ میلیون مترمکعب گاز طبیعی (CNG) دارد، اما مصرف فعلی تنها در حدود ۱۶ میلیون مترمکعب در روز است. برنامهریزی برای توسعه این بخش به گونهای که تا سال ۱۴۱۵ سهم CNG در سبد سوخت حملونقل به ۳۰ درصد برسد، نیازمند تخصیص هزینه زیرساختی است، اما میتواند فشار عظیمی را از روی دوش تولید بنزین بردارد و درآمد خالص قابل توجهی ایجاد کند.
چشمانداز سال ۱۴۱۵؛ بحران یا شکوفایی؟
برآوردهای کارشناسی به صراحت نشان میدهد که اگر با همین رویه و بدون هیچ مداخلهای پیش برویم، مصرف بنزین کل کشور در سال ۱۴۱۵ به عدد خیرهکننده و غیرقابلتامین ۲۲۴ میلیون لیتر در روز خواهد رسید. برای جلوگیری از این فروپاشی انرژی، سیاستگذاران باید از مقصر دانستن صِرفِ مردم در ترافیک دست بردارند و تمرکز و سرمایهگذاری خود را بر سه محور اصلی قرار دهند: اسقاط ناوگان فرسوده (با پتانسیل ۳۲ میلیون لیتر صرفهجویی روزانه)، بهبود فناوری موتورهای بنزینی (با پتانسیل ۲۷ میلیون لیتر صرفهجویی روزانه) و در نهایت، کاهش پیمایش خودروها از طریق توسعه زیرساختهای حملونقل عمومی (با پتانسیل ۷۴ میلیون لیتر صرفهجویی روزانه). عبور از این بحران، نیازمند ارادهای ملی، آگاهیبخشی رسانهای و سیاستگذاریهایی است که ریشه هدررفت را هدف قرار دهند، نه معلولهای آن را.
انتهای پیام/