به گزارش خبرگزاری آنا، محمدحسین صفارهرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در نشست علمی الزامات حکمرانی در دوره پساجنگ و آیین رونمایی از مجموعه دو جلدی حکمرانی؛ از نظر تا عمل که امروز دوشنبه ۱۶ شهریور در پژوهشکده شورای نگهبان برگزار شد، با اشاره به مباحث مطرحشده در این مجموعه اظهار کرد: با توجه به مباحث مطرحشده در این کتاب که به نظر من کتابی خواندنی است، میخواهم درباره عنوانی که برای این نشست با موضوع حکمرانی پس از جنگ انتخاب شده، نکاتی را مطرح کنم.
وی نخستین و مقدماتیترین دستاورد جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روز اخیر را ترمیم سرمایه اجتماعی نظام دانست و گفت: سرمایه اجتماعی نظام پیش از این آسیب دیده بود، اما باید توجه داشت که طرح این مسئله در محیطهای مختلف، کارکردهای متفاوتی دارد.
صفارهرندی افزود: گاهی در برخی محیطها وقتی گفته میشود سرمایه اجتماعی نظام آسیب دیده است، از این موضوع بهعنوان دستمایهای برای تخفیف اعتبار نظام استفاده میکنند، اما در محیط اندیشگی، طرح این مسئله رویکردی آسیبشناسانه دارد و با هدف تقویت بنیه سرمایه اجتماعی نظام و از سر دلسوزی مطرح میشود. این دو موضوع با یکدیگر تفاوت دارند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر اینکه آسیب دیدن سرمایه اجتماعی نظام به معنای ذاتاً آسیبزا بودن آن نیست، تصریح کرد: سرمایه اجتماعی نظام در ذات خود به گونهای نیست که هر روز با گذشت زمان کوچکتر و ضعیفتر شود، بلکه آسیبهایی که به آن وارد میشود، عمدتاً عارضی است.
وی ادامه داد: عواملی مانند عملکرد دولتها، نحوه مواجهه مسئولان با مردم، فشارهایی که از بیرون بر کشور وارد میشود و همچنین میزان توانایی ما در مدیریت این فشارها، در وضعیت سرمایه اجتماعی نظام تأثیرگذار است.
صفارهرندی با اشاره به تأثیر جنگ ۱۲ روزه بر سرمایه اجتماعی نظام اظهار کرد: به همین دلیل مشاهده میکنیم که پس از وقوع جنگ، تنها چند هفته زمان لازم بود تا بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، در ارزیابیها شاهد ترمیم جهشی سرمایه اجتماعی باشیم.
وی افزود: اگر بخواهیم این مسئله را بهصورت عددی بیان کنیم، میتوان گفت سرمایه اجتماعی نظام پیش از جنگ ۱۲ روزه به حدود ۲۰ رسیده بود، اما پس از جنگ، این شاخص به بالای ۵۰ و حتی حدود ۵۸ رسید و این موضوع نشاندهنده یک جهش در ترمیم سرمایه اجتماعی است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه سرمایه اجتماعی را میتوان در قالب مؤلفههایی مانند اعتماد عمومی، اعتماد به نظام، اعتماد میان مردم، امید به آینده، مشارکت و احساس مشارکتجویی در اداره کشور بررسی کرد، گفت: اگر این مؤلفهها را عناصر اصلی سرمایه اجتماعی در نظر بگیریم، در دوران جنگ ۱۲ روزه شاهد تقویت مشهود بسیاری از این مؤلفهها بودیم.
صفارهرندی ادامه داد: در همان ایام، در میان مردمی که خود در معرض آسیب و حملات قرار داشتند، امیدواری قابل توجهی مشاهده میشد. بخشی از این امیدواری به تابآوری مردم بازمیگشت و بخشی دیگر نیز ناشی از مشاهده عملکرد نیروهای مسلح بود؛ مردم میدیدند که نیروهای مسلح توان پاسخگویی دارند و نظام میتواند در برابر قدرتهای بزرگ جهان ایستادگی کند و عقبنشینی نکند.
وی خاطرنشان کرد: این مسئله موجب افزایش امیدواری مردم شد و از سوی دیگر، اعتماد به نظام را نیز افزایش داد؛ زیرا مردم مشاهده کردند که مسئولان برای حل مشکلات آنها پای کار ایستادهاند.
صفارهرندی با اشاره به نقش رهبران و مسئولان کشور در تقویت امید اجتماعی گفت: از رهبری شهیدمان گرفته که در آن موقعیت با سخنان خود امید را به جامعه منتقل و آن را تقویت میکردند، تا حضور مسئولان در میان مردم، همگی این پیام را منتقل میکرد که نظام پابرجاست و با وارد شدن آسیبهای بیرونی، مسئولان کشور میدان را ترک نمیکنند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: مردم سابقه رهبران پیشین کشور را نیز در ذهن داشتند و این مقایسه در شکلگیری برداشت آنها از وضعیت نظام مؤثر بود؛ البته این افزایش امید و اعتماد، دائمی و بدون تغییر نیست.
وی با اشاره به تحولات پس از جنگ ۱۲ روزه بیان کرد: پس از جنگ ۱۲ روزه، امیدهای بسیاری در جامعه ایجاد شد و اعتماد به نظام نیز افزایش پیدا کرد، اما به واسطه برخی کمکاریها و اشتباهات ما و همچنین با توجه به تدارک سنجیده و آگاهانه دشمن، این وضعیت با چالشهایی مواجه شد.
صفارهرندی تأکید کرد: دشمن در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، محاسبات خود را اصلاح کرده و با دقت بیشتری وارد میدان شده است. در واقع، دشمن شیوه حکمرانی و الگوی مواجهه خود با ایران را ترمیم کرده است.
وی با اشاره به تحولات و حوادث اخیر ادامه داد: محاسبات دشمن در مواجهه با ما در ماجرای کودتای ۱۸ و ۱۹ دی، که به معنای واقعی کلمه یک کودتا یا شبهکودتای بسیار حسابشده بود، نشان داد که دشمن با برنامهریزی دقیقتری وارد میدان شده است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: پیش از این، تصور دشمن این بود که با وارد کردن یک ضربه نظامی میتواند جمهوری اسلامی را از پا درآورد و پس از آن با ایجاد آشوب داخحلی، شرایط را برای تحقق اهداف خود فراهم کند؛ اما اکنون این محاسبات تغییر کرده و دشمن الگوی متفاوتی را برای مواجهه با جمهوری اسلامی در پیش گرفته است.
صفارهرندی ادامه داد: پیش از این، تصور دشمن این بود که با وارد کردن یک ضربه نظامی میتواند مردم را علیه نظام تحریک کند؛ مردمی که به زعم آنها شیفته غرب هستند و حتی میتوانند در برابر سپاه قرار بگیرند و کار را تمام کنند، اما این تحلیل پاسخ نداد.
وی افزود: برعکس، در جامعه داخلی این بار ایده آمریکاییها این بود که ابتدا با تحریک داخلی، آشوب ایجاد کنند و سپس عملیات نظامی را انجام دهند. این الگو و ترفند را در تحولات اخیر مشاهده کردیم.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه ترمیم سرمایه اجتماعی، آن را از آسیبپذیری کامل خارج نمیکند، اظهار کرد: سرمایه اجتماعی ترمیمشده همچنان میتواند در معرض آسیب قرار بگیرد و جامعه را مستعد پذیرش تحریکات و طراحیهای دشمن بیرونی کند.
صفارهرندی ادامه داد: با توجه به مطالبی که خود آنها مطرح کردهاند، حتی به نیروهای آشوبگر وعده داده بودند که در برخی نقاط، امکانات و تجهیزات تسلیحاتی در اختیارشان قرار خواهد گرفت. حتی در مواردی از ضدانقلاب میپرسیدند که چرا برای دریافت تجهیزاتی که برای آنها آورده شده بود، مراجعه نکردهاند.
وی تأکید کرد: همین که در داخل کشور ظرفیتی برای پذیرش ایدههای آشوبگرانه و تجاوز دشمن شکل میگیرد، نشان میدهد که سرمایه اجتماعی همچنان در معرض تزلزل قرار دارد.
صفارهرندی منشأ این تزلزل را در نحوه سیاستگذاری و ارتباط نظام با مردم دانست و گفت: این تزلزل ناشی از آن است که سیاستهایی که برای ارتباط با مردم، پاسخگویی به نیازهای آنان و برآوردن مطالبات جامعه اتخاذ میکنیم، باید مستمر و مداوم باشد و نباید به اقدامات مقطعی و نقطهای محدود شود.
وی افزود: مردم باید احساس کنند که نظام در مسیری مشخص برای حل مشکلات قرار گرفته است. بخشی از این مسئله نیز به آیین حکمرانی در موضوعات مختلف بازمیگردد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به تفاوت مفهوم حکمرانی و حکومت اظهار کرد: باید توجه داشته باشیم که حکمرانی با حکومت متفاوت است. در موضوعات مختلف باید آیین حکمرانی مشخصی داشته باشیم. برای مثال، در مقوله تأمین مواد غذایی، حکمرانی ما چگونه باید باشد؟ قواعد حاکم بر تأمین نیازهای اساسی مردم باید بهصورت روشن مشخص شود.
صفارهرندی تصریح کرد: ما باید بهصورت مستمر درصدد ترمیم آیین حکمرانی باشیم و این موضوع روشن است که اصول و مبانی ثابت میتواند در کنار تاکتیکهای متغیر قرار گیرد؛ به این معنا که متناسب با شرایط، تاکتیکهای خود را تغییر دهیم.
وی در ادامه به تغییر نگرش در نحوه حکمرانی کشور اشاره کرد و گفت: از چند سال پیش، یک تغییر نگرشی در سمت و سوی نحوه حکمرانی در میان برخی مسئولان و مقامات آغاز شده است. اگر بخواهیم برآیند این تغییر را بیان کنیم، با دو نگاه مواجه هستیم؛ گروهی معتقدند نباید در هیچ بخشی دست به تغییر زد و گروهی دیگر، به محض مطرح شدن موضوع تغییر، به سمت انقلاب و دگرگونی بنیادین میروند.
صفارهرندی ادامه داد: کسانی که معتقدند از اساس باید نظام تغییر کند، به جای اصلاح و تغییر آیین حکمرانی در حوزههای مختلف، نظام را اساساً دارای خصلت اصلاحپذیری نمیدانند. برخی از این افراد حتی معتقدند اساس تشکیل جمهوری اسلامی اشتباه بوده است.
وی خاطرنشان کرد: کسانی که چنین دیدگاهی دارند، اساساً خارج از محاسبهای قرار میگیرند که ما درباره حل مسائل داخلی کشور مطرح میکنیم. این جریان را باید جریانی بینسبت با مسئله حل مشکلات داخلی دانست.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به وجود طیفهای مختلف در جریان اصلاحطلبی اظهار کرد: در میان اصلاحطلبان نیز طیفهای مختلفی وجود دارند. گروهی بهصورت بنیادی معتقدند باید سیستم دگرگون شود و در واقع با انقلاب اسلامی مسئله دارند. این افراد معتقدند جمهوری اسلامی اساساً نباید با این ویژگیها شکل میگرفت و باید نظامی با مشخصات نظامهای دموکراتیک رایج در جهان جایگزین آن شود.
وی افزود: اما گروهی دیگر معتقدند در چارچوب همین نظام جمهوری اسلامی و با همان مشخصات و اصول شناختهشده در قانون اساسی، باید تغییرات و اصلاحاتی صورت گیرد. ما این گروه را در بحث حکمرانی و اصلاح نظام وارد میدانیم.
صفارهرندی تصریح کرد: البته در میان این گروه نیز طیفهای مختلفی وجود دارد؛ برخی معتقدند بخشهای مهمی از قانون اساسی باید تغییر کند و برخی دیگر بر این باورند که در چارچوب همین قانون اساسی نیز میتوان با ارائه برداشت و برآورد جدید از قوانین، تغییرات و اصلاحات لازم را رقم زد.
صفارهرندی با اشاره به ضرورت ایجاد تغییرات و اصلاحات در چارچوب نظام، گفت: بخشی از جریان اصلاحات به صورت خیرخواهانه وارد این بحث شدند و به دوستان خود تأکید کردند که به جای ساختارشکنی، باید ساختار کلی نظام حفظ شود و روزنههایی به سمت آینده بهتر گشوده شود.
وی افزود: این طیف که بیشتر با افرادی مانند آقای جلالیپور شناخته میشوند، در مقایسه با مجموعه جریان اصلاحات اکثریت نیستند، اما یک اقلیت تأثیرگذار و مسئلهساز هستند که میتوانند پرسشها و مسائل جدیدی را مطرح کنند.
صفارهرندی ادامه داد: تغییر نگرش در مسئولان و مقامات مختلف را میتوان در عمل مشاهده کرد و معتقدم حتی تأثیر این بازنگری در رفتار سطوح عالی نظام و حتی در سطح رهبری نیز قابل مشاهده است؛ بهویژه در مواجهه با موضوعات و مسائلی که میتواند رضایتمندی بیشتر مردم را فراهم کند.
وی با اشاره به برخی تغییرات در نحوه حضور بانوان در حسینیه امام خمینی (ره) اظهار کرد: در گذشته خانمهایی که قصد حضور در حسینیه امام خمینی (ره) را داشتند، مقید بودند حتماً چادر به سر داشته باشند، اما از مقطعی به آنها گفته شد که ضرورتی ندارد حتماً چادر بپوشند و میتوانند با همان سبک پوششی خود، در چارچوب حجاب، حضور پیدا کنند.
این فعال سیاسی تصریح کرد: شاید این تغییرات در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما وقتی به جایگاه و ابعاد موضوع توجه میکنیم، متوجه میشویم که تغییراتی از این جنس در حال رخ دادن است.
صفارهرندی با اشاره به تأکیدات رهبر انقلاب بر موضوع تحول گفت: خود آقا چندین بار بر ضرورت تحول تأکید کردند. تحول ابعاد مختلفی دارد و باید ابعاد مختلف آن را کشف کرد. من معتقدم تحولی که در چارچوب پذیرش اصل نظام صورت بگیرد، آغاز، اگرچه تدریجی، اما خوب و خجستهای در مسیر تغییر و تحول بود.
وی در ادامه با اشاره به شرایط پس از جنگ و شهادت رهبر انقلاب اظهار کرد: مهمترین اتفاقی که بعد از جنگ، بهویژه پس از جنگی که منجر به شهادت رهبر عزیز انقلاب شد، رخ داد، موضوعی هولناک بود؛ موضوعی که همیشه برای ما یک کابوس بود و آن این بود که اگر رهبری از دنیا برود، چه اتفاقی خواهد افتاد.
صفارهرندی خاطرنشان کرد: پس از این اتفاق، موضوعی که خود آقا پیشبینی کرده بودند، به یک مسئله جدی در کشور تبدیل شد و آن، برانگیخته شدن مردم بود.
انتهای پیام/