هاشم سوداگر، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری آنا، با تأکید بر اینکه کشاورزی ماهیتی پیچیده، میدانی و وابسته به تشخیصهای متفاوت بهرهبرداران دارد، گفت: مدیریت کاملا یکپارچه زمینهای کشاورزی در عمل با محدودیتهای جدی مواجه است و به جای ادغام کامل اراضی، باید خدمات پیش از تولید و پس از تولید، تأمین مالی، فناوری و زنجیره تأمین به صورت مشترک و تشکلی ساماندهی شود.
پژوهشگر سیاست کشاورزی و منابع طبیعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع)، گفت: اینکه زمینهای کشاورزان یکی شود، به این دلیل عملی نیست که کشاورزی فعالیتی بسیار پیچیده است و دیدگاه مدیریتی همه افراد هیچگاه یکسان نخواهد بود.ممکن است یک کشاورز تشخیص دهد که اکنون باید کشت انجام شود و کشاورز دیگری معتقد باشد یک هفته بعد زمان مناسبتری برای کشت است. شرایط محیطی و آب و هوایی نیز به اندازهای پیچیده است که هیچ دانشی نمیتواند با دقت کامل شرایط آینده را پیشبینی کند.
این پژوهشگر حوزه کشاورزی گفت: بر همین اساس، نمیتوان این اختلاف نظرها را به طور کامل برطرف کرد و ناتوانی در مدیریت کاملا یکپارچه اراضی، ناشی از ضعف کشاورزان نیست، بلکه به پیچیدگی میدانی بخش کشاورزی بازمیگردد.کشاورز باید زمین خود را کشت و مدیریت کند، اما خدمات حلقههای پیش از تولید و پس از تولید، یعنی زنجیره تأمین و تولید، میتواند به صورت مشترک انجام شود.
نظام دانشگاهی و فاصله با مسائل واقعی مزرعه
سوداگر گفت: یکی از مسائل اصلی در فضای دانشگاهی این است که سازوکار ارزشیابی و ارتقای اعضای هیئت علمی، به عنوان موتورهای اصلی تولید دانش، به اندازه کافی به خروجی واقعی میدان متصل نیست. علت اصلی اینکه فناوری در دانشگاه به درستی شکل نمیگیرد، رابطه ناقص میان دانشگاه و بخش خصوصی، دانشگاه و شرکتهای دانشبنیان و همچنین دانشگاه و کشاورزان است. در دانشگاه، نقش اصلی در تولید دانش بر عهده استاد است و به همین دلیل، مهمترین مسئله به نظام ارزشیابی بازمیگردد.
این پژوهشگر سیاست کشاورزی گفت: در نظام فعلی، هر استادی که مقاله بیشتری منتشر کند، سریعتر ارتقا میگیرد، اما اینکه آن مقاله تا چه اندازه به فناوری برای حل مسائل واقعی منطقه تبدیل میشود، محل پرسش است. دانشگاه نیازمند اصلاح در نظام ارزشیابی است و باید سازوکاری تعریف شود که مسائل کشاورزی هر منطقه شناسایی شود و استاد زمانی ارتقا پیدا کند که برای حل مسائل همان منطقه، راهحل واقعی ارائه داده باشد.
سوداگر گفت: این فعالیت میتواند در چارچوب یک شاخه علمی و حتی یک قطب ملی دنبال شود، اما در تقسیمبندی جغرافیایی، دانشگاه و استاد باید مسئله منطقه خود را نیز مورد توجه قرار دهند.اگر دانشگاهی در منطقهای قرار دارد که برنجکاری در آن رایج است و کرم ساقهخوار از مهمترین آفات آن منطقه به شمار میرود، استاد باید در صورتی که به شکل جدی روی این مسئله کار کند، امتیاز لازم برای ارتقا را دریافت کند. مقاله نیز میتواند بخشی از این فعالیت باشد، اما مقالهای که به حل مسئله نزدیک شود.
این پژوهشگر گفت: از دانش بنیادی و نظری تا دانش کاملا فناورانه و کاربردی، طیفی گسترده وجود دارد، اما در هر صورت، پژوهش باید ناظر به مسائل منطقه باشد. با چنین رویکردی میتوان امیدوار بود که فعالیتهای پژوهشی دانشگاهها، پایاننامههای دانشجویان، مقالات و پروژههای تحقیقاتی، همگی به سمت نیازهای واقعی مناطق کشاورزی هدایت شوند.
سوداگر گفت: در غیر این صورت، به راحتی میتوان با الگوبرداری از مقالات خارجی، تعداد زیادی مقاله تولید کرد، بدون آنکه این تولیدات علمی به مسائل کشور کمکی کنند و در نهایت نیز استاد بدون اثرگذاری واقعی بر حل مسائل منطقه، به مراتب بالای دانشگاهی برسد.
ضرورت بازنگری در رشتهها و آموزش میانرشتهای
وی افزود: امروز دوره کار تکرشتهای گذشته و دانشگاهها نمیتوانند در رشتههای کاملا جدا از هم فعالیت کنند، بدون آنکه میان آنها ارتباطی وجود داشته باشد، زیرا این رویکرد خروجی فناورانه مورد نیاز را ایجاد نمیکند.
این پژوهشگر گفت: باید به سمت سازوکارهای دانشی چندرشتهای حرکت کرد؛ سازوکارهایی که تولید دانش را تقویتکننده و پشتیبان فعالیتهای بینرشتهای قرار دهند. در فناوریهای نوین و نوظهور از جمله کشاورزی، هوش مصنوعی، مهندسی داده و رباتیک، اگر نظام ارزشیابی به سمت شاخصهایی برود که نشان دهد پژوهش استاد تا چه اندازه مسئلهای از واقعیت میدان را حل میکند، این رشتهها میتوانند در کنار یکدیگر برای حل مسئله همکاری کنند.
آب، امنیت غذایی و نقش فناوری
سوداگر گفت: اکنون همه بر این باورند که آب برای کشور یک مسئله جدی است، اما صرف هشدار دادن و توصیه به مصرف نکردن، راهحل محسوب نمیشود.
وی افزود: نمیتوان با نکاشتن، مسئله آب را حل کرد و نمیتوان امنیت غذایی را نیز با نکاشتن تأمین کرد. امنیت غذایی زمانی محقق میشود که فناوری، دانش و تحقیقات کاربردی در پشت صحنه تولید قرار گیرد و بتواند مسئله را واقعا حل کند. ارتقای اعضای هیئت علمی نیز باید ناظر به همین هدف باشد.
لزوم هدایت آموزش کشاورزی به سمت فرزندان کشاورزان
این پژوهشگر سیاست کشاورزی گفت: اگر هدف آن است که فارغالتحصیلان کشاورزی واقعا وارد فعالیت کشاورزی شوند، باید یک واقعیت مهم را در این بخش در نظر گرفت.کشاورزی هم به لحاظ پیچیدگی و هم به دلیل نیاز به زمین، که در اقتصاد ایران نهادی بسیار گرانقیمت است، عمدتا توسط کسانی قابل انجام است که خودشان کشاورز باشند و زمین در اختیار داشته باشند.
سوداگر گفت: اگر فردی شهری باشد، به کشاورزی علاقه داشته باشد و این رشته را بخواند، در نهایت ممکن است به پژوهشگر حوزه کشاورزی تبدیل شود، زیرا در اقتصاد فعلی، صرفه ندارد فردی دهها میلیارد تومان برای خرید زمین کشاورزی هزینه کند تا در آن محصولی مانند گندم بکارد.متأسفانه ساختار اقتصادی کشور بیش از تولید واقعی، از سفتهبازی حمایت میکند. در چنین شرایطی، اگر کسی بخواهد برای خرید آب و زمین سرمایهگذاری سنگین انجام دهد، باید محصولی با بازده بالا تولید کند، در حالی که بسیاری از محصولات کشاورزی چنین ظرفیتی ندارند.
این پژوهشگر گفت: بر همین اساس، انرژی در جذب دانشجویان رشتههای کشاورزی باید بیشتر به سمت کشاورززادهها و فرزندان کشاورزان هدایت شود و حتی میتوان نوعی سهمیه برای این گروه در نظر گرفت، هرچند طراحی چنین سازوکاری نیازمند دقت بالاست. اگر این مسئله اصلاح نشود، هر سال شمار زیادی از دانشجویان شهری بدون زمین و بدون سابقه کشاورزی وارد این رشتهها میشوند، فارغالتحصیل میشوند و در عمل، حتی اگر بخواهند نیز نمیتوانند وارد چرخه کشاورزی شوند؛ هم به دلیل قیمت بالای زمین و هم به دلیل پیچیدگی فعالیت کشاورزی.
سوداگر گفت: کشاورزی به دلیل پیچیدگی پرورش موجود زنده در محیط زنده، چه در حوزه گیاه و چه دام، آنقدر پیچیده است که در چهار سال آموزش دانشگاهی نمیتوان آن را به طور کامل منتقل کرد. کسانی میتوانند کشاورزان موفقی باشند که از کودکی در زیست کشاورزی زندگی کرده باشند و سپس آموزشهای هنرستانی و دانشگاهی، دانش آنها را تکمیل و بهروز کرده باشد.
این پژوهشگر گفت: نمیتوان فردی را که بدون هیچ ارتباط قبلی با کشاورزی وارد دانشگاه شده است، در هشت یا ۹ ترم به یک کارشناس کامل زراعت تبدیل کرد.
وی افزود: اگر بسیاری از فارغالتحصیلان کشاورزی در عمل ارزیابی شوند، ممکن است حتی در تشخیص مسائل ابتدایی تولید محصول نیز با مشکل مواجه باشند، زیرا دانش کشاورزی فقط از مسیر آموزش دانشگاهی منتقل نمیشود و بخش مهمی از آن به تجربه میدانی و زیست در محیط کشاورزی وابسته است.
تشکلگرایی به جای حذف کشاورزان کوچک
سوداگر گفت: در این بحث، نظام ارزشیابی، سرمایهگذاری، بومیسازی فناوری و نظام تولید و تشکلیابی، چهار موضوع بسیار مهم هستند که باید مورد توجه قرار گیرند. تشکل در کشاورزی یک نکته اساسی است. بسیاری به دنبال آن هستند که کشاورزی ایران را به سمت مقیاسهای بسیار بزرگ ببرند، اما نباید ساختار مردمی کشاورزی برهم بخورد، بلکه باید این ساختار اصلاح و تکمیل شود.
این پژوهشگر گفت: رویکردی که معتقد است کشاورزی ایران باید فقط بزرگمقیاس شود و کشاورزان کوچک از چرخه خارج شوند، سابقهای طولانی دارد و از دهه ۴۰ نیز در سیاستگذاریها دنبال شده است، اما نتیجه مطلوبی به همراه نداشته است.
پژوهشگر سیاست کشاورزی و منابع طبیعی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) در پایان تاکید کرد: مسیر درست آن است که مالکیتها و ساختار مردمی کشاورزی حفظ شود، اما کشاورزان در قالب تشکلها و تعاونیها به یکدیگر متصل شوند و فناوریهای نوین، خدمات فناورانه، تأمین مالی، فرآوری و سایر حلقههای زنجیره تولید را به صورت مشترک و سازمانیافته مورد استفاده قرار دهند.
انتهای پیام/