بسیاری از افراد معتقدند که طبیعت پیش از زلزله هشدارهایی میدهد؛ از تغییر رفتار حیوانات گرفته تا شرایط غیرعادی آبوهوایی، مانند طوفانهای پیاپی یا ناپایداریهای جوی. این دیدگاهها در نگاه اول قانعکننده به نظر میرسند، اما پرسش مهم اینجاست که تا چه حد میتوان به آنها از نظر علمی اعتماد کرد. در مقابل این برداشتها، نگاه علمی بر بررسی دقیق فرآیندهایی استوار است که در اعماق زمین رخ میدهند. زلزلهها نتیجه فشارها و تنشهایی هستند که در لایههای عمیق زمین بهتدریج انباشته میشوند و در نهایت آزاد میگردند. این فرآیندها در عمقهایی اتفاق میافتند که تأثیرات سطحی، مانند تغییرات جوی، عملاً نمیتوانند نقشی در آنها داشته باشند. به همین دلیل، بسیاری از فرضیههایی که ارتباطی میان آبوهوا و زلزله مطرح میکنند، هنوز از نظر علمی تأیید نشدهاند.
از سوی دیگر، یکی از مهمترین چالشها در این حوزه، ماهیت پیچیده و تا حد زیادی غیرقابلپیشبینی زلزلههاست. برخلاف برخی پدیدههای طبیعی که الگوهای مشخصتری دارند، فعالیتهای لرزهای اغلب رفتار نامنظم و تصادفی از خود نشان میدهند. همین موضوع باعث شده است که حتی با وجود پیشرفتهای چشمگیر در علوم زمین و ابزارهای اندازهگیری، هنوز نتوان زمان و مکان دقیق وقوع زلزله را پیشبینی کرد.
در سالهای گذشته، تلاشهای گستردهای برای شناسایی نشانههای قابلاعتماد پیش از وقوع زلزله انجام شده است؛ نشانههایی که بتوانند بهعنوان ابزار پیشبینی مورد استفاده قرار گیرند، چه در حوزه لرزهای و چه در حوزههای غیرلرزهای. پژوهشگران در این مسیر، طیف وسیعی از پدیدهها را مورد بررسی قرار دادهاند. برای مثال، تغییر شکل تدریجی سطح زمین، جابهجایی پوسته، انتشار گازهایی از لایههای زیرین، تغییرات در سطح آبهای زیرزمینی و حتی برخی ناهنجاریهای الکتریکی و مغناطیسی از جمله مواردی بودهاند که بهعنوان نشانههای احتمالی مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
با وجود این تلاشها، مشکل اصلی در این است که این نشانهها اغلب رفتار ثابتی از خود نشان نمیدهند. در بسیاری از موارد، این تغییرات بدون آنکه به زلزلهای منجر شوند نیز رخ میدهند، یا در زمان وقوع زلزله، هیچیک از این نشانهها مشاهده نمیشود. همین نبودِ الگوی مشخص و تکرارپذیر، کار را برای تأیید علمی آنها بسیار دشوار کرده است. در علم، یک نشانه زمانی قابلاعتماد محسوب میشود که بتوان آن را در شرایط مشابه بارها مشاهده و تأیید کرد، اما تاکنون هیچیک از این شاخصها نتوانستهاند چنین معیاری را بهطور کامل برآورده کنند.
به همین دلیل، با وجود پیشرفتهای قابلتوجه در ابزارهای اندازهگیری و افزایش دقت دادهها، هنوز هیچیک از این نشانهها بهعنوان شاخصی قطعی و قابلاتکا برای پیشبینی زلزله پذیرفته نشدهاند. این موضوع نشان میدهد که مسیر شناخت پیشنشانگرهای زلزله همچنان با عدم قطعیتهای جدی همراه است و نیاز به پژوهشهای عمیقتر و دقیقتر در این زمینه همچنان احساس میشود. آنچه اهمیت دارد، داشتن نگاهی واقعبینانه و مبتنی بر شواهد علمی است. جدا کردن باورهای رایج از یافتههای علمی، کمک میکند درک دقیقتری از این پدیده داشته باشیم و از شکلگیری انتظارهای نادرست درباره پیشبینی زلزله جلوگیری شود.
برای بررسی دقیق و علمی این موضوع، آناتک با پروفسور «جان ای. ایبل» (Professor John E. Ebel)؛ استاد تمام در «کالج بوستون» (Boston College)، دانشمند ارشد پژوهشی، متخصص و محقق زلزله شناسی و پیش بینی زلزله گفتوگو کرده است.

پروفسور جان ای. ایبل - Professor John E. Ebel
از دیدگاه شما، آیا آنچه اغلب بهعنوان «نشانههای پیش از زلزله» در طبیعت توصیف میشود، پایه علمی محکمی دارد یا بیشتر بر اساس برداشتهای عمومی است؟
به نظر من، هیچ «نشانه پیش از زلزلهای» وجود ندارد که از سوی لرزهشناسان بهعنوان روشی مؤثر شناخته شده باشد. اگرچه برخی افراد ادعا میکنند که نوعی سیگنالهای پیش از زلزله را شناسایی کردهاند که میتواند وقوع زلزلههای آینده را پیشبینی کند، اما بیشتر لرزهشناسان، از جمله خود من، هیچیک از این موارد را نه تکرارپذیر و نه قابلاعتماد یافتهاند. چنین ادعاهایی گاهی توجه عموم مردم را جلب میکند، اما مورد توجه لرزهشناسانی مانند من قرار نمیگیرد.
در سالهای اخیر، بحثهایی درباره ارتباط احتمالی بین شرایط جوی و فعالیتهای لرزهای مطرح شده است. آیا شواهد علمی معتبری برای حمایت از این ایده وجود دارد؟
من هیچ شواهد معتبری ندیدهام که نشان دهد شرایط جوی میتواند بهعنوان پیشنشانگر یا همراهیکننده فعالیتهای زلزله، بهویژه زلزلههای بزرگ، عمل کند. زلزلهها بر اثر فشارهای متفاوت در سنگهای عمیق درون زمین (در عمق چندین کیلومتری) ایجاد میشوند؛ بسیار پایینتر از عمقی که اثرات جوی بتوانند بر فشار و ویژگیهای سنگها تأثیر بگذارند.
برخی افراد به الگوهای غیرعادی آبوهوایی، مانند طوفانهای متوالی یا ناپایداری طولانیمدت جو بهعنوان پیشنشانگرهای احتمالی زلزله اشاره میکنند. آیا چنین الگوهایی از نظر علمی معنادار یا ارزش بررسی دارند؟
هیچگونه الگوی تأییدشده علمی در این زمینه وجود ندارد و من نیز انتظار ندارم چنین الگوهایی وجود داشته باشد. این را به دو دلیل میگویم: اول اینکه زلزلهها ناشی از فشارهای سنگی در اعماق زمین هستند، بسیار پایینتر از جایی که اثرات جوی بتوانند نفوذ کنند. دوم اینکه هم پدیدههای جوی و هم زلزلهها تا حد زیادی تصادفی هستند و گاهی افراد تصور میکنند بین سیگنالهای تصادفی مختلف ارتباطی وجود دارد، در حالی که در واقع هیچ همبستگی واقعیای وجود ندارد.
در میان شاخصهای غیرلرزهای (مانند تغییر شکل زمین یا انتشار گازها)، کدامیک از نظر علمی قابلاعتمادتر محسوب میشوند؟
در حال حاضر، هیچ شاخص غیرلرزهای وجود ندارد که لرزهشناسان بر سر قابلاعتماد بودن علمی آن توافق داشته باشند. هیچکدام از این شاخصها از طریق مشاهدات تکرارشونده تأیید نشدهاند و به نظر من، هیچیک تاکنون نتوانستهاند پیش از وقوع، زلزلهای را با موفقیت پیشبینی کنند.
با وجود پیشرفتهای بزرگ در علوم زمین، چرا هنوز پیشبینی دقیق زمان وقوع زلزله تا این حد دشوار است؟
پیشبینی زلزله به دو دلیل دشوار است. اول اینکه برای انجام یک آزمایش صحیح در زمینه پیشبینی زلزله، باید ابزارهای خود را پیش از وقوع زلزله، در مکانی که قرار است زلزله در آینده رخ دهد، مستقر کنیم. اما از آنجا که نمیتوانیم زمان و مکان وقوع زلزلهها را پیشبینی کنیم، بنابراین نمیدانیم ابزارهای خود را کجا قرار دهیم. آزمایش پیشبینی زلزله پارکفیلد در کالیفرنیا در اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ بهترین فرصت ما برای ثبت پیشنشانگرهای زلزله بود. با این حال، زلزله موردنظر تا سال ۲۰۰۴ رخ نداد و هیچ پیشنشانگر قوی یا قابلاعتمادی مشاهده نشد.
دومین مشکل این است که از نظر آماری، فعالیتهای لرزهای فرایندی بهطرز شگفتآوری تصادفی هستند. طبق تعریف، یک فرایند تصادفی تا حدی غیرقابلپیشبینی است. فعالیتهای زلزله دارای مؤلفهای بسیار قوی از تصادفی بودن هستند و بنابراین کسانی که الگوهای لرزهای را مطالعه میکنند، در جستوجوی سیگنالهای غیرتصادفی در میان یک فرایند بهشدت تصادفی هستند. این کار مانند پیدا کردن سوزن در انبار کاه است.
انتهای پیام/