باشگاه خبرنگاران جوان - آنچه در تنگه هرمز و در بازارهای جهانی رخ می‌دهد، نشان‌دهنده پایان عصر هژمونی آمریکا و آغاز عصر جدیدی از بازیگران مقتدر و مجهز به ابزارهای بازدارندگی نوین است.

بعد از پایان مذاکرات میان نمایندگان ایران و آمریکا در اسلام آباد، ترامپ از تقلایش برای محاصره تنگه هرمز گفت. تقلایی که نشان می‌دهد او آنچنان در جنگ اراده‌ها شکست خورده که مانند ابتدای جنگ فاقد هرگونه طرح و برنامه است و فقط دارد با محاسباتش شکست خورده اش خود را سرگرم می‌کند.

همه اینها در شرایطی است که طبق برخی تحلیل‌ها، آمریکا به «لحظه شوروی» خود نزدیک می‌شود و ترامپ مانند سگ به سران بقیه کشورها برای نجات از بن بست ایران التماس می‌کرده است.

آمریکا جنگ ۴۰ روزه را با سوءمحاسبه فاحش آغاز کرد و نه تنها به هیچ کدام از اهدافش نرسید، بلکه مجبور شد برای بازگشایی تنگه هرمز و ترمیم اعتبار سیاسی آسیب‌دیده خود، شروط ایران را که پیش‌تر از آن گریزان بود، بپذیرد و به میز مذاکره در وضعیتی فرساینده بازگردد.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این دوره، تضاد میان «بیانیه‌های پیروزمندانه» ترامپ و «واقعیت‌های ژئوپلیتیک» در منطقه است. دونالد ترامپ، در حالی که پیش‌تر تهدید کرده بود در صورت عدم تسلیم، تمدن ایران را نابود خواهد کرد، با اعلام پذیرش شروط ایران و آتش‌بس دو هفته‌ای، سعی در بازسازی تصویر قدرت خود داشت. او مدعی شد که به پیروزی «۱۰۰ درصد» و تمام‌عیار دست یافته است اما این ادعا در برابر واقعیت‌های میدانی، فقط یک «بلوف سیاسی» بود.

چاک شومر، رهبر دموکرات‌های سنا، با نگاهی واقع‌گرایانه به این وضعیت، اعلام کرد: «خوشحالم که ترامپ عقب‌نشینی کرد و با استیصال به‌دنبال هر نوع راه خروجی از بلوف‌های مضحک خود است.»

قدرت ایران، برخلاف ادعاهای آمریکا، نه تنها فرو نپاشیده، بلکه به شکل تصاعدی افزایش یافته است. شکست نظامی آمریکا آنچنان عمیق بوده که دموکرات‌ها در کنگره، طرحی ۱۳ ماده‌ای برای استیضاح و برکناری ترامپ به دلیل مدیریت فاجعه‌آمیز «جنگ تحمیلی سوم» ارائه کرده‌اند.

تنگه هرمز در این جنگ به عنوان یک اهرم فشار استراتژیک قرار دارد که مفهوم حاکمیت بر دریاها را برای آمریکا بازتعریف کرده است و نظم جهانی را تغییر داده است.

روزنامه وال‌استریت‌ژورنال در تحلیلی تکان‌دهنده گزارش می‌دهد: «ایران در حالی عوارض عبور از تنگه هرمز را آغاز کرده است که نیروی دریایی آمریکا تنها نظاره‌گر است؛ اعترافی به اینکه، دست‌کم اینجا و اکنون در کریدور نفتی جهان، دیگر آمریکا حاکم دریاها نیست. اطلاعات آمریکا ارزیابی می‌کند که ایران همچنان هزاران موشک بالستیک در اختیار دارد و قادر است با خارج کردن پرتابگرها از سایت‌های زیرزمینی، از این موشک‌ها استفاده کند و در دولت آمریکا نگرانی وجود دارد که تهران از آتش‌بس برای بازسازی زرادخانه خود استفاده کند».

کنترل تنگه هرمز بسیار قوی‌تر از بمب اتم است

مگان کلی، تحلیلگر و حامی سابق ترامپ نیز با نگاهی انتقادی بر هشدارها تأکید کرده و می‌گوید: «ایرانی‌ها نشان دادند که افراد سرسختی هستند و فهمیدند چیزی دارند که بسیار قوی‌تر از بمب اتم است؛ کنترل تنگه هرمز.» او با اشاره به نادیده گرفتن هشدار رئیس ستاد مشترک ارتش، معتقد است که ادعای «تغییر رژیم» به یک توهم تبدیل شده و توافق کنونی، در واقع نوعی «تسلیم از جانب آمریکا» است.

این دیدگاه توسط روزنامه صهیونیستی جروزالم پست نیز تأیید می‌شود؛ این نشریه، جنگ را یک «اشتباه راهبردی بزرگ» می‌نامد که به تهران اجازه داده در مذاکرات دست بالا را داشته باشد و جایگاه منطقه‌ای خود را تثبیت کند.

«لحظه شوروی» برای آمریکا

طبق تحلیل منتشر شده در آسیا تایمز، آمریکا در حال تجربه «لحظه شوروی» خود است. نویسنده این مقاله تأکید می‌کند که تمرکز ثروت در دست اقلیتی محدود، رکود دستمزدها و شکاف روزافزون میان ساختار اقتصادی و انتظارات اجتماعی، ستون‌های مشروعیت نظام آمریکایی را متزلزل کرده است.

این تحلیل راهبردی نشان می‌دهد که وقتی یک سیستم بزرگ دچار از دست دادن انسجام درونی می‌شود، نوع رهبری که از آن بیرون می‌آید (مانند ترامپ)، لزوماً محصول همان آشفتگی است.

ترامپ «مثل سگ» به سران بقیه کشورها برای نجات از بن‌بست ایران التماس می‌کرد

در همین شرایط، پایگاه آمریکایی آلترنت به نقل از یک منبع آگاه در واشینگتن می نویسد: ترامپ در تماس‌هایش «مثل سگ» به سران بقیه کشورها التماس می‌کرد تا او را از بن‌بست ایران نجات دهند.

پیامدهای این جنگ تنها به میدان‌های جنگ محدود نمی‌شود، بلکه به زیربناهای اقتصادی نظم جهانی تسری یافته است. روزنامه فایننشال تایمز با نگاهی کلان، بر این نکته تأکید می‌کند که «جنگ ایران، ضعف دلار را آشکار کرده و نشان داد که روند فاصله‌گیری برخی کشورها از آن در حال تقویت است.» اختلال در بازار انرژی و تلاش برای انجام مبادلات خارج از سیستم دلاری، وابستگی جهانی به این ارز را با چالشی بی‌سابقه مواجه کرده است. در حالی که کنترل تنگه هرمز همچنان در اختیار تهران است و شرایط عبور را دیکته می‌کند، فرآیند «دلارزدایی» (De-dollarization) از یک فرضیه نظری به یک ضرورت استراتژیک برای بسیاری از قدرت‌های نوظهور تبدیل شده است.

تحلیل این وقایع نشان می‌دهد که آمریکا با یک «بحران چندبعدی» روبروست. شکست در تحقق اهداف نظامی، از دست رفتن کنترل بر مسیرهای حیاتی تجارت جهانی و فرسایش مشروعیت سیاسی-اقتصادی در داخل. تقابل با ایران، نه تنها نتوانست نظم مطلوب آمریکا را تحمیل کند، بلکه به شکلی شتاب‌زده، فرآیند پایان نظم تک‌قطبی جهان را تسهیل کرد. آنچه در تنگه هرمز و در بازارهای جهانی رخ می‌دهد، نشان‌دهنده پایان عصر هژمونی آمریکا و آغاز عصر جدیدی از بازیگران مقتدر و مجهز به ابزارهای بازدارندگی نوین است.

منبع: فارس