باشگاه خبرنگاران جوان- تاریخ ایران همواره با مفهوم «ایستادگی» پیوند خورده است؛ سرزمینی که در چهارراه تمدنها قرار گرفته و بارها آماج تهاجمات ویرانگر قرار گرفته، اما هر بار به واسطه روحیه مقاومت ملی و تدبیر رهبران لایق، ققنوسوار از میان خاکستر برخاسته است. این مقاومت، تنها یک کنش نظامی نبوده، بلکه ریشه در هویتی دارد که تن دادن به ذلت بیگانگان را بزرگترین گناه ملی میشمارد. در این میان، عصر صفوی و به ویژه دوران سلطنت شاه عباس اول، نقطه عطفی در بازیابی تمامیت ارضی و غرور ملی ایرانیان پس از قرنها تشتت و نفوذ بیگانگان به شمار میرود.
دفاع در برابر دشمن خارجی در تاریخ ایران، از دو منظر «دفاع غریزی» و «دفاع آگاهانه» قابل بررسی است. ملت ایران بر اساس فطرت ذاتی و با بهرهمندی از تفکر تاریخی خود، همواره در برابر تهاجماتی که هویت، اعتقادات و سرزمینشان را تهدید میکرده، ایستادگی کردهاند. این مقاومت در دورانهای مختلف، از نبردهای باستانی در برابر امپراتوریهای مهاجم تا قیامهای مردمی علیه خلافتهای جائر و اشغالگران مغول، همواره تداوم داشته است. تهاجم در تعریف تاریخی آن، نبردی خشن و مسلحانه است که اغلب با انگیزههای قدرتطلبی و توسعهطلبی حکام بیگانه شکل میگیرد. در مقابل، ملت ایران با استفاده از عقل، اراده و اختیار، شکلی از دفاع آگاهانه را به نمایش گذاشته که هدف آن حفاظت از کیان ملی بوده است.
در سدههای اخیر، به ویژه از آغاز قرن نوزدهم میلادی، ایران با نفوذ استعمار نوین روبهرو شد. اگرچه ایران هرگز به معنای رسمی مستعمره نشد، اما فشار قدرتهایی نظیر انگلیس و روسیه، بارها استقلال سیاسی و اقتصادی کشور را نشانه رفت. با این حال، حافظه تاریخی ایرانیان نشان میدهد که هرگاه اراده سیاسی منسجم با حمایت مردمی پیوند خورده، حتی قدرتمندترین ارتشهای جهان نیز ناچار به عقبنشینی شدهاند. این روحیه ملی، در واقع سد محکمی در برابر ذلت و تسلیم بوده است.
در میان چهرههای تاریخساز، شاه عباس اول صفوی (شاه عباس بزرگ) شخصیتی است که در یکی از بحرانیترین دورانهای ایران به قدرت رسید. زمانی که او بر تخت نشست، ایران از شرق تحت فشار ازبکان، از غرب زیر سلطه امپراتوری عثمانی و در جنوب در اشغال پرتغالیها بود. او در ابتدا با درک عمیق از واقعیتهای سیاسی، صلحی تاکتیکی با عثمانی برقرار کرد تا فرصت کافی برای اصلاحات داخلی و بازسازی ارتش فراهم کند. شاه عباس نیک میدانست که بدون یک نظام دفاعی سازمانیافته، مقاومت در برابر دشمنان خارجی غیرممکن است.
او با تشکیل سپاه «غلامان» که وفاداریشان مستقیماً به شخص شاه بود، توانست موازنه قدرت را میان قبایل قزلباش برقرار کرده و یک ارتش دائمی و مجهز به سلاحهای گرم (توپ و تفنگ) ایجاد کند. این اصلاحات نظامی، زیربنای پیروزیهایی شد که بعداً تمامیت ارضی ایران را احیا کرد.
یکی از درخشانترین فصول زندگی شاه عباس، مقاومت و کنشگری او در برابر اشغالگران خارجی برای حفظ تمامیت ارضی و دریایی ایران است. او با استراتژی «گام به گام»، ابتدا ازبکان را در نبرد هرات شکست داد و مرزهای شرقی را امنیت بخشید. اما چالش بزرگتر، امپراتوری عثمانی بود که بخشهای وسیعی از غرب ایران، از جمله تبریز و بغداد را در اشغال داشت. شاه عباس با بهرهگیری از نبوغ نظامی و ارتش نوسازی شده خود، در سلسله جنگهایی موفق شد عثمانیها را شکست داده و سرزمینهای اشغالی را بازپس بگیرد. پیروزی او در نبرد ارومیه و بازپسگیری تبریز، جبرانی تاریخی بر شکست تلخ چالدران در دوران شاه اسماعیل بود.
در عرصه دریایی نیز، شاه عباس اجازه نداد خلیج فارس به جولانگاه همیشگی استعمارگران تبدیل شود. حضور پرتغالیها در جزیره هرمز و تنگه هرمز، به منزله قطع رگ اقتصادی ایران بود. شاه عباس با همکاری سرداران دلیری، چون امامقلیخان، پروژهای بزرگ برای اخراج اشغالگران طراحی کرد. در سال ۱۶۲۲ میلادی، نیروهای ایرانی موفق شدند با یک عملیات مقتدرانه، قلعه هرمز را فتح و پس از ۱۱۷ سال، استعمار پرتغال را از خلیج فارس پایان دهند. این اقدام نه تنها یک پیروزی نظامی، بلکه نمادی از حاکمیت ملی و صیانت از مرزهای آبی کشور بود.
کارنامه شاه عباس صفوی نشان میدهد که مقاومت در برابر بیگانه تنها با شعار ممکن نیست، بلکه نیازمند تدبیر، نوسازی ساختارها و شجاعت در تصمیمگیری است. او با احیای جادهها، ساخت کاروانسراها و تقویت تجارت، پشتوانه اقتصادی لازم برای جنگهای طولانیمدت را فراهم کرد. او به جهانیان ثابت کرد که ایران، علیرغم تمامی فشارها، ظرفیت تبدیل شدن به یک قدرت تراز اول را دارد.
در نهایت، تاریخ مقاومت ملی ایران به ما میآموزد که تمامیت ارضی و استقلال، میوههای درختی هستند که ریشه در ایستادگی آگاهانه دارند. شاه عباس با درک درست از مفهوم «دولت-ملت» در آن عصر، توانست جغرافیای ایران را یکپارچه کرده و نام ایران را به عنوان کشوری مقتدر در نقشههای جهانی تثبیت کند. این روحیه دفاع از سرزمین، در طول قرنهای بعد نیز به عنوان میراثی گرانبها در دل مردم ایران باقی ماند و هرگاه بیگانهای قصد تعرض به این خاک را داشت، با دیواری از مقاومت مردمی روبهرو شد که ریشه در همین اصالت تاریخی داشت.
منبع: مهر